من که رفتم با یک ماشین با هاشون تازه عروسی کرده بودم
همون تو ویلا مادرشوهر جلومو گرفت خوب اینجا باید کار کنی منم گفتم می خوای غذا درست کنم گفت نه ظرف باید بشوری
تازه ده دقیقه نبود تو اون ویلا پامو گذاشته بودم تازه یک عالمه دختر داره بودن خیلی ناراحت شدم البته شستم
بعدشم شوهرم دعوام کرد
اومدیم خانه بازم ادامه داشت تازه بازم پدرشوهر و مادر شوهر دعوام کردن
منم تا 8سال پامو تو اون منطقه از کشور نگذاشتم
ده سال بعد یکبار دبگه رفتم فقط یک دخترش بود مشکلی هم پیش نیومد
ولی کلا تا جاییکه بشه نمیرم باهاشون ولی کلا من ادم مسافرت با ماشین نیستم اذیت میشم
اگر هم برم به خاطر بچه ام میرم