۳ ماه پیش تو برهه حساسی تو زندگیمون بودیم دکتر حرفای نا امید کننده ایی درباره بیماری دخترم زد حال جفتمون خوب نبود
اما خدا خواست و بعدش معجزه شد ولی همسرم دیشب حرفی بهم زد چهار ستون بدنم لرزید
گفت اون موقع خیلی حالم بد بود بیرون یه نخ سیگار کشیدم، این اولین تجربه دود همسرم بوده
از دیشب تو فکرم نکنه بازم تکرار کنه، امروز بهش گفتم اگه ببینم بازم کشیدی منم شروع میکنم سیگار کشیدن
از دیشب داغونم از شدت حرص باز معده ام قاطی کرده