رفتم تولدش برا خواهر دوقلوشم کادو گرفتم اون کادو رو گرفت گفت مرسی رفت بعد رفتیم تو کافه اصن کیکی در کار نبود اینقدر تعجب کردم موقع حساب کردنم هر کسی ما خودشو حساب کرد منم باهاش قهر کردم چون اصن تولدی در کار نبود فقط میخواست کادو بگیره ازم بعد میگفت از کجا میدونستی این کتابو نیخواستم تو دلم گفتم عمه بعد بود دو هفته پیش گفته بود این کتابو برا تولدم بخر تولد اصلیشم روز قبلش بود که کیکم بود ولی منو دعوت نکرده بود... فقط یک میلیون ازم کندن الکی