فردا اولین سالگرد ازدواجونه مامانمم اینا چند روزی هس رفتن تهران پیش داداششم ک مجرده هی ب ما گفتن بیاید شوهرم اولش گف میزیم بعد زد زیز قولش فردا هم خواهرم اینا میخوان برن منم دوس داشتم پیسشون باشم اعصابم خورده حالم از عید بهم میخوره
بهش میگم حداقل ی جایی بریم سالگرد ازدواجون
همش خونه خونه
خوشبحال کسایی ک شوهراشون پایه گردش و تفریح
خیلی دل مرده ام
نمیدونم چکارکنم