زنداییم از مدیرها و بازرس های آموزش و پرورشه یه برادر و خواهرش پزشکن بچه هاشون همه یا پزشکن یا مهندسایی ک تو آلمان و تانزانیا تدریس و فعالیت میکنن
حالا چند شب پیش عقد برادرزاده ش ک دانشجوی پزشکیه بود تو هتل اسپیناس بود ! خانواده دختر همگی متخصص و جراح بودن مادرش مغز و اعصاب، دایی ها عموها عروس همه دکتر بودن
حالا خانواده همسر من خوبن و تا حدودی مطرح ولی جاری هام همگی بیسواد و جادوگر و حسود و بخیل ، غیبت کن هایی ک تو عمرم مثلشون رو ندیدم صبح از خواب پا میشن یه جادو میزنن برا بقیه کاش هیچوقت باهاشون آشنا نمیشدم
خودم به خودم ظلم کردم مجرد بودم بهترین امکانات و موقعیت رو داشتم اونطور ک باید تلاش نکردم برای آیندم ک بتونم وارد خانواده سطح بالا بشم
مجردا خیلی تلاش کنید همه چی آیندتون در گرو تلاش و خودساختگیتونه حتی دقت کنید جاریاتون کیان چه از سطح و خانواده ای هستن