من امسال کنکور داشتم و تاپیک های قبلم حسابی توضیح دادم
رتبه ها اومد و من بعد از کلی زحمت مجاز شدم به انتخاب رشته ( بدون هیچ گونه سهمیه ای از طرف خانواده و صرفا سهمیه منطقه)
واسم زده بود میتونم دانشگاه آزاد و... پزشکی انتخاب کنم
همون روز مامانم به هرکسی که زنگ زد گفت دخترم پزشکی قبول شده 😐
اونا هم به من زنگ که تبریک بگن، منم می گفتم هنوز من حتی انتخاب رشته نکردم، چیزی معلوم نیست
رتبه ام زیاد شد و اصلا به پزشکی و... نمیخورد اما مامانم معتقد بود که نه شاید تعهدی بیاری که اینطوری نوشته
توی جمع همه جا خانم دکتر صدام میزد تا دیروز
وقتی با چندتا مشاور صحبت کردیم گفتن تو اصلا پزشکی ها رو هیچ جوره نمیاری، پیرا ها رو هم نمیاری، علوم پایه شاااید دولتی
من این چند روز به مامانم می گفتم خوشحالی نکن! امید نداشته باش و من رو امید وار نکن! داشتم با این قضیه کنار می اومدم که علی رغم دوازده سال شاگرد تاپ و اول و زحمتکش بودن
بعد از کلی ریزش مو و سفید شدن از استرس امسال نشد
اما بخاطر مامانم منم یکم امیدوار شدم
امروز بهمون گفتن ک یا باید پشت بمونی یا برس رشته ای ک نمیخوای
و من با ی امید ناامید شده تحمیلی + ی روح و روان و جسم خسته + کلی آرزو و هدف + خرید واسه فکر دانشگاه = موندم پشت کنکور یا رفتن به رشته ای که هیچ بازارکار و علاقه ای درش نیست!
خواستم دوتا چیز رو بگم :
۱. تا اتفاقی صد در صد انجام نشده به هیچ کس نگید حتی اگه مامانتون باشه
۲. اگر جز والدین کنکوری ها هستین بیشتر از فشاری که خودشون در خفا دارن تحمل میکنن، فشار روحی بهشون وارد نکنین، اونا بیشتر از اینکه برای ناکامی خودشون ناراحت بشن واسه ناامید شدن امید شما و باعث سربلندی تون نبودن ناراحت میشن
مرسی ک خوندید 🤍))) ممنون میشم واسه من و آبروم هم دعا کنید 🙂