2777
2789
عنوان

🪽🪷برای ربم

45 بازدید | 0 پست

در فصل بارش سنگ  همچو اینه بمان

برجان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران 

در انتظار فردا شب را سحر کن 

با کوله باری از نور  از شب گذر کن 

سر مست و عاشقانه در خود نظر کن 

بشکن در قفس را از تن رها شو 

از خود دمی رو محو خدا شو 

خورشیدی در جان تو پنهان است دریا از یاد تو پریشان است عاشق شو زیرا عاشق انسان است 🪐 این شعر داره بم میگه دنبال خودم باشم دنبال تو باشم دنبال نور باشم ولی چرا نمیتونم چرا نمیتونم دنبالشون برم من میخام بدونم 

  کیستم؟ ماموریتم چیه؟ قراره کجا برم؟ و در این عالم چه جایگاهی دارم؟ مگه نگفتی خلقت کردم و هدایتت میکنم مگه نگفتی بیهوده و رها خلقم نکردی پس چرا اینقدر منو گیج و سردرگم رها کردی چرا گذاشتی حست کنم ولی الان منو از خودت منع کردی من که هیچی جز تو دیگه برام معنی نداره با چه نیروی ادامه بدم با چه معنایی زندگی کنم چرا هم هستی هم نیستی چرا منو از شر درونم رهام نمیکنی چی در من دیدی که منو به حال خودم رهام کردی مگه نگفتی وماودعک ربک و قلی مگه نگفتی هیچ گاه نه فراموشت میکنم نه رها میکنم  پس چرا حالم اینه؟ بعد از این همه با تو بودن من چرا دورترینم چرا بی معنا ترینم چرا خسته ترینم 


تمام گرفتاری بشر از نقطه ای آغاز شد که نفهمید کیست و کجای عالم ایستاده 🪄🧚

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

Bio

ستاره_شرقی_۱۲۲۲ | 39 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز