قرار شد بهوبریم اخر ماه سه روز مسافرت شمال بعد منم کفتم ده تومن ته حسابم میمونه اونم کفت بیست دارم
قراره حای خوبی بریم
بعد یهو یادم اومد وقت دکتر دارم یه لباس برای شمال هم ندارم کفتم من کمتر میدم کفت دیگه هفت باید بدی وگرنه نمیریم
حس کردم انگار دنگ میخواد زنگ زدم دعوا کردم گفت وظیفته شاغلی باید بذاری کفتم شاید پول تو کافی باشه گفت من بی پول میشمتو هم باید بذاری درصورتی که من میذاشتم در هر صورت ولی اینکه عدد مشخص کزد هفت تومن باید بذاری انگار ازم دنگمو خواست