2777
2789
عنوان

راز دیدن خدا

66 بازدید | 6 پست

عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا خدا را زیارت کند

تمام روزها روزه بود.

در حال اعتکاف.

از خلق الله بریده بود.

صبح به صیام و شب به قیام.

زاری و تضرع به درگاه او


شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که می گفت: ساعت ۶ بعد از ظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو خدا را ز یارت خواهی کرد


عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی دکان می گشت...


می‌گوید: پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان می داد،


قصد فروش آنرا داشت...


به هر مسگری نشان می داد، وزن می کرد و می گفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی


پیرزن می گفت:نمیشه۶ریال بخرید؟


مسگران می گفتند: خیر مادر، برای ما بیش از این مبلغ نمی صرفد. پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار می چرخید و همه همین قیمت را می دادند.


بالاخره به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود.

مسگر به کار  خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ ریال می فروشم، خرید دارید؟


مسگر پرسید چرا به ۶ ریال؟؟؟


پیر زن سفره دل خود را باز کرد و گفت: پسری مریض دارم، دکتر نسخه ای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال می شود!


مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی، 


امّا اگر اصرار داری من آنرا به ۲۵ ریال می خرم!!!


پیر زن گفت: مرا مسخره می کنی؟!!!

مسگر گفت: ابدا" 

دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت!!!


پیرزن که شدیدا متعجب شده بود؛ دعا کنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد.


من که ناظر ماجرا بودم


و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم: عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند


آنگاه تو به ۲۵ ریال می خری؟!!!


مسگر پیر گفت: من دیگ نخریدم!!!


من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد، پول دادم یک هفته از فرزندش نگهداری کند، پول دادم بقیه وسایل خانه اش را نفروشد، من دیگ نخریدم...



از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که


ندایی با صدای بلند گفت:


با

چله گرفتن و عبادت کردن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!!


دست افتاده ای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد !

خدای من چقدر زیبا بود 

خوش به حال همچین آدمایی

از پیله بیرون آمدن گاهی رهایی نیست   درباغ هم پروانه غمگین گرفتار است.     این کشور آن كشور ندارد حس دلتنگی.    دیوار با هر طرح و نقشی باز دیوار است

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چقدر زیبا 

چیزی که این روزا توی وجود مدعیان دینداری نمی‌بینیم 

کاربران عزیزی که در یکی از زیرمجموعه ها قرار دارند بدانند و آگاه باشند که باهاشون حال نمیکنم . می‌دونم براتون مهم نیس ولی برای خودم مهم بود که بهتون بگم ازتون خوشم نمیاد 🤣  :  ۱- اونایی که دنبال حس ششم توی سایت میگردن.             ۲- اونایی که می‌پرن وسط تاپیک بقیه و یه موضوع دیگه رو وسط می‌کشن (مخصوصا اونایی که دنبال لطفا برام  دعا کنید و صلوات  بفرستید و .... هستن. خودت مثل یه خانم متشخص تاپیک بزن. تو که به صلوات اعتقاد داری حتما به حق الناس هم اعتقاد داری دیگه . اون کارت حق الناسه. مثل اون کاربری که بهش اینو گفتم و در جواب سر استارتر منت هم گذاشت که «اگه من رفتم تو تاپیکش، ثواب صلوات برا اون می‌ره» نباش 🥴 )              ۳- و رتبه نخست هم میرسه به اونایی که در برابر مشکلات چشمشون رو بستن و یه کلمه «خود تحقیر » یاد گرفتن            پی نوشت: فعلا همین هارو یادم اومد ولی این لیست اپ دیت میشود. پس فکر نکنید اگه توی این لیست نیستید مهر تایید منو گرفتید 🤣.    

چقدر زیبا چیزی که این روزا توی وجود مدعیان دینداری نمی‌بینیم


دقیقا و فقط ریا شده اینکه نماز میخونن یا هرچی انکار برای خدا نیست و بیشتر برای اینکه به مردم بفهمونن ما مومن هستیم هست

یا ابوفاضل آقای من😍🥺

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز