2777
2789
عنوان

ازدواج

46 بازدید | 7 پست

من از کودکی با محدودیت های زیادی زندگی کردم مثل نمیتونم بیرون برم ، نمیتونم هر جور که بخوام حرف بزنم ، نمیتونم چیزی که بخوامو بپوشم و... و از کودکی با مشکلات زندگی زیادی روبه رو شدم و همیشه تو خونه ام 

تا الان رستوران یا کافه رو از داخل ندیدم و خیلی تز چیزایی که دلم میخواد برم نرفتم 

هیچی از زندگی ندیدم نه خوشی و نه خوشحالی 

و چیزایی که تو زندگیم اتفاق افتاد باعث شد که من به یه فردر درونگرا و ساکت تبدیل شم 

حتی به سختی میتونم تصمیم بگیرم 

ما اهواز زندگی میکردیم و از سال ۱۴۰۰ اومدیم رشت اونم چون پدرم میخواست 

سبب همه این چیزا پدرم و خانوادمه 

با خواهر و برادری زندگی میکنم که به هر چیزی گیر میدن حتی یا بی فایده باشه و همیشه بهم میگن تو دروغگو یی و حتی منو کتک میزنن با اینکه من دلم میسوزه من بزنمشون یا حرف خیلی بدی بهشون بزنم ولی اونا این کارو میکنن 


حتی تنها کسی که دوسش دارم و بهش اعتماد داشتم دیگه بهش اعتماد ندارم و کمتر دوسش دارم منظورم از این شخص مامانمه 

الان من ۱۷ سالمه و اونا میخوان منو قانع کنن که ازدواج کنم اونم با کی با پسر عموم که از کودکی تا الان باهاش حرف نمیزنم و از کودکی ازش بدم میاد بی سواده و کار درست حسابی نداره 

من نمیخوام ازدواج کنم اصلا به فکرش نیستم و هنوز به فکر این نیستم که با چه شخصی ازدواج کنم من میدونم که اگه با این ازدواج کنم حالم همین میمونه 


من واقعا خسته شدم دیگه نمیتونم 

عمم و مامانم فکر میکنن که اگه من ازدواج کنم بابام برمیگرده اهواز ولی من میدونم که پدرم فقط چیزی که تو سرشه رو انجام میده 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

می تو نمیدونم چرا این خانواده ها مارو میشکونن با این کاد کوفتی

من مثل زندانی فقط تو خونم الان خونه واسم بهشت شده نمیخوام کسیو ببینم یا جایی برم من فقط میخوام زندگی کنم 

دخترای بقیه رو نگاه میکنم تو مغزم به خودم میگم خوش به حالشون که پدرو مادراشون و خانواده هاشون اینجورین 


من مثل زندانی فقط تو خونم الان خونه واسم بهشت شده نمیخوام کسیو ببینم یا جایی برم من فقط میخوام زندگی ...

اره دقیقاا منم حسرت اینو دارم من پدرم وضع مالیش خوب بوده ولی ن برای من برا داداشم و خودشون من هیچ

اره دقیقاا منم حسرت اینو دارم من پدرم وضع مالیش خوب بوده ولی ن برای من برا داداشم و خودشون من هیچ

دقیقاً 

فقط کاری که میخوان رو میکنن حتی اگه قول بدن دروغه قبل از اینکه بیایم رشت بابام قول داده بود که ما کار کنیم و هر کسی یه درامدی واسش ایجاد شه ولی هیچی به هیچی 

از کودکی خواهرمو برد کلاس نقاشی بعد از چند سال بردتش تتو یاد بگیره بعد بردتش ارایشگری و بعد برادرمو میخواست ببره خوانندگی ولی برادرم رازی نشد بعد بردتش تااتر یاد بگیره و تو مدارس نمونه دولتی گذاشتتش 

من چی هیچی با مامانم نشتم تو خونه و همینجوری فقط فکر میکردم و گریه میکردم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

خرید از ایتا

samanegsa | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792