|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•|
یه جایی از زندگی میرسه که دیگه ناراحت نمیشی، فقط سرد میشی.نه چون بی احساس شدی، نه..فقط خسته میشی از این که هی توضیح بدی چی آزارت داده، چی دلتو شکسته، چی باعث شده از درون جمع بشی.از یه جایی به بعد، آدم فقط ساکت میشه؛و این سکوت، از هر حرفی تلخ تره..🌌
یه جایی از زندگی میرسه که دیگه ناراحت نمیشی، فقط سرد میشی.نه چون بی احساس شدی، نه..فقط خسته میشی از این که هی توضیح بدی چی آزارت داده، چی دلتو شکسته، چی باعث شده از درون جمع بشی.از یه جایی به بعد، آدم فقط ساکت میشه؛و این سکوت، از هر حرفی تلخ تره..🌌
|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•|