سلام عزیزم. خوبی ، یه سوال ازت دارم شاید ناراحتت کنه یا مایل نباشی جواب بدی چون میدونم خودتم یه جورایی درگیری. مامانم سرطان سینه داره، یکسال گذشته عین جهنم گذشت برامون، شیمی درمانی و پرتودرمانی و جراحی، پارسال رفتم سونو و مامو و مشخص شد که توده خوش خیم دارم اما از ترس پیگیر نشدم، الان چند وقته درد دارم تو سینه، اما بازم ترسیدم برم دکتر، تا اینکه دیشب متوجه یه توده قرمز تو سینه ام شدم، دردناکه، پوستمو یه ذره خراش دادم و کلی چرک و خون ازش اومد بیرون، و باز هم متأسفانه میترسم برم دکتر. درد دارم. اصلا قدرت اینو که بفهمم سرطان دارمو ندارم. روحیه اش رو ندارم تحمل کنم . از بس که بهش فکر میکنم حس میکنم تیروئیدیت کمکاره هم شبیه یه توپ گنده تو گلوم شده،
سلام عزیزم. خوبی ، یه سوال ازت دارم شاید ناراحتت کنه یا مایل نباشی جواب بدی چون میدونم خودتم یه جورا ...
سلام
ترس از سرطان از خود بیماری بذاره. هر روز با ترس سر کنی چی میشه ؟ پاشو عزم رو جزم کن برو دکتر و حداقل دیگه ترس نداری. این چیزایی هم که گفتی علامت سرطان نیست