من تو دوران عقدم خب میگه نه خونه دارم نه عروسی حالا پنجشنبه مادرم زنگ زد گفت با مادرش که بیاین خونه ما برا جمعه شب زنه گفت باشه میایم جمعه شد ن خبر دادن هیچی نگفتن من ساعت 8 هم به شوهرم پیام دادم باز هیچی نگفت یعنی جوابمو نداد دیگ گفتم نمیام ساعت ده زنگ زدن چند بار من کار داشتم نشنیدم حالا امروز بهشون زنگ زدیم میگن نمیایم بریم دادگاه یعنی ناراحت شدن یا دنبال بهانه ان
دنبال بهانه هستند، کدوم مهمون تا ساعت ده نمیاد ،بگو آره تو که دنبال بهونه بودی حتی اگه جوابم میدادم یه چی را بهونه میکردی باشه منم تا قرون آخر مهریه را ازت میگیرم .
عزیزم پنجشنبه مادرم زنگ زد گفت برای جمعه شب بیاین خونه ما به مادر شوهرم زنگ زد که گفت باشه بعد دیگ روز جمعه زنگ نزدیک بهشون منتظر بودم اونا زنگ بزنن ببینم میان یا نه منه احمقم خودم زنگ نزدم ببینم میان یا نه خلاصه ساعت هفت ب شوهرم پیام دادم گفتم چرا با مادرت نیومدین خونه ما جواب نداد که ده شب چند باری زنگ زد من کار داشتم ج ندادم خودم بیست دقیقه بعد زنگ زدم که گفتن آره میخواستیم بیایم خلاصه چون من مادرم لهجه کردی داره مادره میگفت حالیم نشده مادرت گفته بیاین ولی من خودم شنیدم گفت باشه بعد شام میایم ک گفتم فردا شب یعنی امشب بیاین که نیومدن گفتن نمیایم