بچه ها نزدیک دوماه از زایمانم میگذره
تقریبا سه هفته پیش رفتم خونه مادر شوهرم از وقتی که از اونجا اومدم زندگیم سیاه شده همش با شوهرم بحثم میشه از ش بدم میاد خود به خود با چیزای کوچیک گریه میکنم
داود بیداد میکنم اعصابم میگیره از خودم بدم میاد اصن هیچ حسی به زندگی ندارم به بچم ابراز محبت میکنم ولی حس میکنم از ته دلم نیس اصن دلم نمیخواد برم خونشون از همه بدم میاد دوست ندارم کسیو ببینم
به نظرتون افسردگیه ؟ چیکار کنم خیلی تلاش میکنم رو خودم کار میکنم ولی همش نقشه و یکدفعه قاطی میشه دیگه نمیتونم خودمو نگه دارم طفلی بچم بهش گ فکر میکنم از خودم متنفر میشم