2777
عنوان

کارای شوهرم

388 بازدید | 15 پست

دوستان خواهر شوهرم عقده و نزدیک عروسیشه دیرو جاریم مریض بود خونخ پدر شوهرمم بود زنگش زدم حالش بپرسم .. خلاصه گفتم خواهر شوهر کی ازدواح میکنه .. یا ازدواج نکرد .. بخدا یادم نیس کدوم گفتم .. خلاصه ختدید اینا به مادر شوهرم گفته فرزانه عروسی نکرذ ؟؟ مادر شوهرم ز زد شاکی چزا ایطو راجب دخترم میگی عروسی نکرد گفتم نگفتم اگه هم گفتم شرمنده ولی این جاری فتنه درست کرد اینا .. ز زدم خواهر شوهرم دوبار ج نداد .. بنظرتون چکار کنم .. شما بودید چ میکردید.. شوهرمم باورم نمیکنه کلی حرف بارم کرد دیشب بعد دیگ جوابم نداد از دیروزم ازم خبری نگرفت..من خونه اقامم خودش خونه ننش.. واقعا حتی نپرسید موضوع چیه خرف بارم کرد دیگ ج نداذ .. گفتم دیگه رفتم خونه پیشش حتی نخابم و محلش ندم کلا

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

اگ برم خونم شوهرم بی شک پر شده میاد چکار کنم

ای کاش قبلش با شوهرت حرف میزدی،ی ویس بده حداقل ،و در حد سلام علیک یا جاریست حرف بزن میبینی ک‌چطوریه

زمستان باشد،برف باشد،سوز باشد و نیمکت پارک یخ زده باشد و تو در کنارم🩷🌷💒..

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
داغ ترین های تاپیک های امروز