2777
2789
عنوان

دوراهی

73 بازدید | 5 پست

بین دوراهی موندیم فردا هم خانواده خودم هم خانواده شوهرم قراره برن تفریح نمیدونم باکدومشون بریم مادرشوهرم عصرزنگ زد من خبرنداشتم خانواده خودمم برنامه چیدن گفتم باشه رفتن باخانواده شوهرم خوبیش اینه که هیچی  مانمیبریم اوناهزینه میکنن ومیریم باغ واونجاخونه دارن زیرآفتاب نمیسوزیم بدیش اینه قراره ازصبح بریم تاشب و مادرشوهرهم که نمیتونه کارکنه همه کارا بامنه والبته بدیش اینه اونا سه نفرن سه نفزشون مدام به آدم کارمیدن یه لحظه نمیشه مثلا کاری عقب بیوفته انگار دنبالت کردن دائم بدو بدو

😐😂

خانواده خودم میرن یجای جدید ولی خوب بایدزیر آفتاب باشیم اونجا ازلحاظ کاری کمترفشار میاد پسرمم بااونابیشترخوش میگذرونه چون بچه دارن

همسرمم میندازه به عهده من میگه چکارکنیم😒باخانواده شوهر هم زیادمیریم دوهفته چیش رفتیم مال خودمم هفته قبل 

خانواده شوهرم چون بقیه جاریا وبرادرشوهرا ادا درمیارن هرسری یکیشون قهرمیکنه نمیاد یا هرکی ازلج اون یکی نمیاد ولی ما همیشه پای ثابتیم کاری با کسی نداریم😅

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عجب سوالی

عجب دوراهی

ولی به حال دل خودت نگاه کن ببین ته دلت کدم بیشتر میطلبه گاهی آدم حوصلهکسیو نداره گاه آدم حوصله کار نداره گاهی حوصله آفتاب نداره با حالی که داری تصمیم بگیر  شاید من از  خانواده شوهرم متنفر باشم بگم عمرا با خانواده شوهر برم بیرون پس نظر خودت ملاکه فقط

یچیزدیگه خلق وخوی خانواده شوهرمم دوس ندارم ولی خو تحمل میکنم الکی هی باید به حرفاشون بخندی😐😐😅یجورین آدم حس میکنه انگار کم دارن رفتاراشون یطوریه مثلا ماهفته پیش باخانواده خودم رفتیم اون محل که باغ اونا اونجاست پدرشوهرم تلفنی داشت باهام حرف میزد هی میگفت موندین پیش باغ😐😐مثلاکه من بگم آره خانوادم گفتن به به عجب باغی عجب جایی واینا خیلی رفتارای اینجوری دارن

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز