برخی چیزها در ذهن، همانند سایهای سنگین و بیحرکت میمانند. شاید زمان و تغییر ظاهر، بتواند غبار روی بسیاری از خاطرهها را پاک کند، اما برخی چیزها، حتی اگر به نظر رها شده برسند، در عمق میمانند و منتظر فرصتی هستند تا دوباره روشن شوند.
هر خطا، هر نادیدهگیری، هر تظاهر و حرص، حتی اگر کوچک باشد، چون نشانهای در دفتر ذهن باقی میگذارد، و هیچ باد یا باران نمیتواند آن را محو کند. کسانی که تصور میکنند صلح و لبخند میتواند همه چیز را پاک کند، به زودی درمییابند که برخی اثرها، بیصدا و خاموش، هرگز از میان نمیروند.
در این دفتر، هیچ چیز فراموش نمیشود. هر توهم و حرص، هر تظاهر و ادعای بیاساس، همانند مهرهای است که به نظم بزرگتر کل اضافه میشود. و چه کسی میداند چه زمانی همه این مهرهها سر جای خود خواهند افتاد؟