"گاهی آنقدر خستهام از سکوتها، از دردهایی که هیچ کس نمیبیند، از روزهایی که فقط میگذرند، که فکر میکنم مرگ شاید تنها آرامشی باشد که زندگی هرگز نداد. گاهی دلم میخواهد فقط بروم و هیچ چیز، هیچ کسی، نتواند سنگینی این دل شکسته را لمس کند…"
نمی توانم به کسی بفهمانم در من چه می گذرد!من حتی نمی توانم ان را برای خودم توضیح دهم ....