دیشب نخوابیده بودم ظهر هم خیلی دنبال شیر خشک گشته بودم خسته بودم تو تاکسی یه وری شدم خوابیدم راننده بهم گف من کار اصلیم ترک اعتیاده😐 انقد عصبی شدم گفتم خب تو ان ای معتاد بودی من خستمه بیخوابم ، مادراتونم تو حال من بودن. اصن انقد ذهنم مشغوله میگم نکنه شکل معتادا شدم. راننده ۶۰ سالش بود
Erturan seni göktanrıdan, umay anneden hediye aldım, ah erturan seni sevdiğim bilemezsin anne, yere goye sığınmaz bile
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.