حالمچ روحیم خیلی بده حتا نا ندارم از جام پاشم
مادرم هم زیاد غر میزنه انتظار داره من تو همه چی کمکش کنم بخدا حال ندارم
از یه سمت جایی خالی ندارن جز صالون پذیرای برای مهمونا اومدم اینجا خوابیدم وهی مادرم میاد میگه بیا بیرون از یه سمت بچه کوچک دارم خواب هم باش اینقد سر و صدا میکنن فقد پیششون میخابیم دیر وخ میخوابن اصلا رعایت نمیکننن
و از یه سمت مادرم انتظار داره دیگه هیچ کاری نکنه و بشینه خودش ابجیهمام من باشم کلفتی کنم براشون بخدا بدنم هیچ قدرتی نداره
دعا کنید هرچی زود شوهرم بیاد دنبالمون از امام حسن عسکری بخوایید شهادتش امروز