2821
2789
عنوان

دلم گرفته

| مشاهده متن کامل بحث + 275 بازدید | 26 پست
تو چرا ؟؟؟

منم به يه موردي از خواستگارم شك كردم

البته همكلاسيم بود و الان خواستگارم شده

اين شك همش مياد تو ذهنم و منو ميكشه😔😔😔

به خودشم نميتونم هيچي بگم

🌹تو انتظارم تا سربازي عشقم تموم شه،برات از ته دلم دعا مي كنم،براي ما هم دعا كن🌹

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

منم به يه موردي از خواستگارم شك كردم البته همكلاسيم بود و الان خواستگارم شده اين شك همش مياد تو ذه ...


چه شکی؟

منم جواب ندادنای این به شک انداخته منو که نکنه کس دیگه داره

چه شکی؟ منم جواب ندادنای این به شک انداخته منو که نکنه کس دیگه داره

در مورد همكلاسيم بود كه دو سال منتظر جوابم بود و  الانم خواستگارم شده

من قبولش كردم و قرار شده منتظر بمونم تا سربازيش تموم شه و خيلي هم پسر خوبيه از همه نظر اما يه قضيه اي پيش اومده تو گذشته كه هي مياد تو ذهنم و به هم ميريزم و بهش شك ميكنم

من قبلا توي انجمن دانشگاهمون بودم و بعد با اعضاي اصلي اونجا به مشكل خوردم و اومدم بيرون بعدشم كه فارغ التحصيل شدم

اونم با من از اول توي انجمن بود و منم كه اومدم بيرون باز اونجا موند.بعد يه مدت واقعا اذيت ميشدم از بودنش كنار اون آدما و بهش گفتم دلم نميخواد محدودت كنم و بهت بگم كه باهركسي كه من باهاش بدم توام بد باش ولي وجودت كنار اونا اذيتم ميكنه و بيا توام بيرون.اونم قبول كرد و فعاليتش رو قطع كرد(اونا در حقم ظلم كرده بودن و دلم نميخواست كنار اون آدماي بد باشه چون حس ميكردم دارن ازش سوءاستفاده ميكنن)

بعد يه مدت يه اتفاقي افتاد و چندماه باهاش در ارتباط نبودم(اون عاشقم بود ولي من فكر ميكرم براي ازدواج با هم مناسب نيستيم و بهش گفتم نميتونيم باهم باشيم،اون خيلي منو دوست داشت و بازم همچنان دنبالم بود)

بعد چندماه فهميدم رفته تو اون انجمن و انتخابات برگزار شده و عضو اصلي انجمن شده!!!با اينكه ميدونست اونا چه قدر آدماي بدي هستن.حتي خودش بهم گفته بود كه چيزايي در موردشون ميدونه كه منم نميدونم.وقتي فهميدم برگشته پيش اونا واقعا ازش بدم اومد

گذشت و گذشت و ما دنبال مقابل هم قرار گرفتيم.بهم گفت براي اين برگشته اونجا تا انتقام منو ازشون بگيره و اونارو بيرون كنه و حتي ازشون شكايت كرده!!!!!!!اون لحظه از خودم ناراحت شدم كه زود قضاوتش كردم.به صداقتش ايمان دارم.و بعد اتفاقايي افتاد كه پاكي عشقش بهم ثابت شد و بهش علاقه پيدا كردم و با خانواده هامون صحبت كرديم كه بياد خواستگاريم.الانم منتظر سربازيشم.واقعا عاشقمه.

من بعد از اون آخرين باري كه در مورد انجمن باهم حرف زديم و گفت كه براي انتقام من رفته،ديگه به هيچ وجه باهاش در مورد انجمن حرف نزدم.نميخواستم جوري نشون بدم كه انگار هنوزم اونجا برام مهمه.تا اينكه روز ٢٩ اسفند توي كانال انجمن يه عكس ديدم كه توش هم اون بود و هم يكي از همون بچه هاي قديمي

همش اين فكر مياد تو ذهنم كه نكنه بهم دروغ گفته😔هنوزم به صداقتش ايمان دارم ولي شك كردم كه علت برگشتنش به اونجارو واقعا بهم راست گفته يا دروغ😔😔😔شك كردم و هي مياد تو ذهنم و آزارم ميده

🌹تو انتظارم تا سربازي عشقم تموم شه،برات از ته دلم دعا مي كنم،براي ما هم دعا كن🌹

ميدونم نبايد تعيين كنم براش كه با كي باشه و با كي نباشه.بهةخدا اين قصدم ندارم

ولي آدماي اونجا آزارم ميدن.ازشون بدم مياد😔😔😔نميخوام باهاشون در ارتباط باشه

حتي توي اينستاشم هستن😔😔😔ازشون بدم مياددد

الان ترم آخرش هست و فارغ التحصيل ميشه و از اون دانشگاه ميره ولي شك من كه بهم علت برگشتنش رو دروغ گفته يا راست هيچ وقت از ذهنم پاك نميشه

نميتونممم بهش بگم.نميخوام بفهمه اينقدر حساس شدم روي اونا.حس ميكنم اگه بفهمه،ضعف خودمو بهش نشون دادم

نميدونم چيكار كنم😔😔😔

🌹تو انتظارم تا سربازي عشقم تموم شه،برات از ته دلم دعا مي كنم،براي ما هم دعا كن🌹
ميدونم نبايد تعيين كنم براش كه با كي باشه و با كي نباشه.بهةخدا اين قصدم ندارم ولي آدماي اونجا آزارم ...


خب فارغ التحصیل بشه از اونام جدا میشه دیگه .

واقعا اگه دوسش داری حرفی نزن چون من از غر زدنم پشیمونم خیلی .همش به خودم میگم کاش نشون نمیدادم ناراحتم ازش .اینجوری الانم دوسم داشت .

خب فارغ التحصیل بشه از اونام جدا میشه دیگه . واقعا اگه دوسش داری حرفی نزن چون من از غر زدنم پشیمونم ...

راست ميگي😔😔😔

🌹تو انتظارم تا سربازي عشقم تموم شه،برات از ته دلم دعا مي كنم،براي ما هم دعا كن🌹
2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز