اوایل سرهرچی معذرت خواهی میکرد خودش دلش مثل من نازک نارنجی بود و از ناراحتیم ناراحت میشد حتی گریه میکرد اما الان که سنش رفته بالاتر حتی وقتی مقصره با یه خنده و مسخره بازی میخواد سر و تهشو جمع کنه و معذرت خواهی نمیکنه منم دلم شکسته از بس خودمو زدم به اون راه ...
ناراحت و عصبی بودم تو خیابون موقع خرید بهم گفت گوه منم بغضم ترکید و گریه ام گرفت رفتم سمت ماشین بااینکه برای فردا لباس لازم داشتم مهمونی دعوتم لعنت
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر...یادگاری که در این گنبد دوار بماند❤👌🏻