تو داهاتی ک امکانات نداره ومردم از فقر بیداد میکنه رفنه ی زمین گرفنته ورزشکاه زده
بعد شوهر ساده منمشریک داده شوهر احمق منم پول رهن خونمون رو داده بهش الان تو طبقه ۴ بدون وسیله داریم زندگی میکنیم
هرچی ب شوهرم میگم بابا پول رهن رو بده مستاجرمون رو بلند کن گوشش بدهکار نیس ومثل خر برادرشوهرم داره شوهرمو ب سمتی ک میخواد میکشونه هرچیزیک بخره رو ۴برابر میگه شوهرمنم ساده باور میکنه
فقط این وسط منو بچه هام آواره شدیم
پول عروسیشو چوبشو شوهرم داد درصورتی ک من یخچالم خراب بود وهست
همیشه از گلوی ما زد ب برادرشوهرم داد هیچی نگفتم الان رهن خونمم گرفته