2777
2789
عنوان

ازدواج

152 بازدید | 15 پست

من ۱۷ سالمه و از کودکی محدودم میتونید بگید که تو زندانی به اسم خونه همیشه هستم 


و فرد درونگرایی هستم و خیلی ساکتم و از جمعیت زیاد متنفرم و سبب همه اینا بابامه 


اهواز بودیم و الان چند ساله رشت زندگی میکنیم


و من هیچی از زندگی ندیدم و رور خوشی ندیدم 


الان هم خانوادم میخوان منو راضی کنن که با پسری بزرگتر از من ازدواج کنم که بی سواده و کار درست حسابی نداره و من اصلا راضی نیستم و نمیخوام با این شخص ازدواج کنم من اصلا به فکر ازدواج نیستم و نمیخوام به خدا خسته شدم خیلی به فکر پایان دادن به زندگیم هستم و خیلی حرف خوردم من دیگه نمیتونم تح

مل کنم 


منم مثل تو

اگه امضا مو میبینی حتما برای حاجت رواییم یه صلوات بفرست و بگو تا من هم برات بفرستم خدا خیرت بده الهی😘😘. و یه جمله دیگه به آقایون سایت لطفا به من درخواست دوستی ندید خواهش میکنم ندید اگر دادید میرم به نی نی یار اطلاع میدم ممنونم .

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

پسر عمومه و اصلا باهاش صحبت نمیکنم

میدونه دوسش نداری ؟؟؟قبلا باهاش صحبت نکردی 

از وقتي "فردارا ياد گرفتيم همه چيز را گذاشتيم براي فردا.از داشته هاي امروز لذت نبرديمو گذاشتيم براي روز مبادا.شايد بايد اينگونه "فردا" را معني كنيم فردا روزيست كه داشته هاي امروزت را نداری.پس امروز را زندگی کن، فردا حقيقت ندارد...
ازدواج نکن، اگه مجبور شدی، یک نامه به پدر و مادرت بنویس که هیچوقت نمی بخشمت ، بزار کف دستشوندر سکوت ...

بابام که اصلا هیچ درکی نداره 

مامانم هم خودش میخواد منو راضی کنه هم خودش هم خانواده پدریم 


بابام که اصلا هیچ درکی نداره مامانم هم خودش میخواد منو راضی کنه هم خودش هم خانواده پدریم

چند سالشه؟؟؟

از وقتي "فردارا ياد گرفتيم همه چيز را گذاشتيم براي فردا.از داشته هاي امروز لذت نبرديمو گذاشتيم براي روز مبادا.شايد بايد اينگونه "فردا" را معني كنيم فردا روزيست كه داشته هاي امروزت را نداری.پس امروز را زندگی کن، فردا حقيقت ندارد...

تنها راهش اینه به پسرعموت بگی 

وگرنه اونم گفت من راضیم به ازدواج بگو باید بریم مشاوره 

به مشاور بگو که دوسش نداری شاید اون راضیش کنه 

من خودم پسری که اصرار به ازدواج با من داشت دوس نداشتم هر چی میگفتم خوشم نمیاد ازت نمیفهمید چشمش کور شده بود بخاطر پول ولی من چند ماهی با خانواده جنگیدم تا بالاخره بیخیالم شدن این موضوع برای سال 98هست حتی بهم چند ماه پول ندادن باید بحنگی با تمام وجودت چون این زندگی توعه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز