بعد از جدایی حالم خیلی بد شده . دیگه اون دختر سابق نیستم . روح و روان درستی ندارم ، یه مدت حالم خوبه
میگم میخندم فرداش بی دلیل با کسی حرف نمیزنم و میرم تو غار تنهایی خودم .
یا مثلاً یک مدت پیش رفته بودم سالن زیبایی برا کاری ، مدت زمان زیادی از نشستنم گذشته بود و تو اون مدت با صاحب سالن از هر دری حرف میزدیم
اما یه دفعه تو سکوت یاد گذشته افتادم و اشکام سرازیر شد هر کار میکردم گریه ام بند نمیومد ، خود خانومه هاج و واج داشت نگام میکرد که چی شد تازه داشتی میگفتی میخندیدی چرا یدفعه گریه کردی
کاری بخوام انجام بدم ، اولش با ذوق انجام میدم ناگهان یاد گذشته میوفتم کارو نصفه نیمه رها میکنم
از این اخلاق و رفتارم بشدت کلافم اما دست خودم نیست همش به گذشته فکر میکنم که چرا کلی بلاهای عجیب غریب سرم اومد و بدبخت شدم
ب قول روانشناسا نشخوار فکری میکنم، اطرافیان هم برچسب دیوانه ی روانی بم زدن
کمکم کنید چیکار کنم حالم خوب بشه ؟😔😔😭💔