عزيزم ببين من خودم ٢٣سالمه.از ١٨سالگي كه وارد دانشگاه شدم چون خوشگل بودم پسراي زيادي اومدن سمتم.همه هم ميگفتن دوستت داريم.به شدت كم تجربه بودم و ساده و باورم ميشد.الان ديگه خيلي با اون زمان فرق كردم.چون باتجربه شدم!!!!هنوزم كه هنوزه بازم بچه خودمو ميدونم ولي خيلي نسبت به قبل شناختم بيشتر شده.به حرفام خوب توجه كن.شك نكن كه بعدا دقيقا به همين حرفام ميرسي.اولويت اول زندگيت بايد خودت باشي.هيچ و قت و هيچ وقت احساسات و هدفات رو به خاطر هيچ كس زير پا نذار چون ضربه ميخوري و بقيه هم باهات همين كارو ميكنن كه خودت با خودت كردي.اولويتت اول هميشه بايد حال خوب خودت باشه.به زندگي و سلامتي و ظاهر و درس و كارت خوب توجه كن.الان ديگه مثل قديم نيست،يه دختر بايد براي خودش شخصيت اجتماعي درست كنه.
اينا بهت اعتماد به نفس ميده و باعث ميشه خيلي مورد ها مختلف بيان سمتت.تو بايد همه رو زير نظر بگيري و در نهاين يكيشون رو انتخاب كني.قسم ميخورم كه رابطه ي دوستي فقط روح ما دخترارو شكنجه ميده و با فرهنگ ما نميخونه.همش حس نگراني داري و ميترسي و آرامشت ميره.از طرفي هم يه سري چيزارو بين خودتون عادي ميكنين و بعدا ديگه بهتون لذت نميده.
با منطق و در كنارش با احساست بشين سبك و سنگين كن و ببين واقعا مناسب هم هستين يا نه.احساسات به تنهايي آدمو زمين ميزنه.مني دارم اين حرفو بهت ميزنم كه از احساسات و اعتماد كرداناي زياد به آدما خيلي ضربه خوردم.تو نخور!!!!
پدر و مادرت باارزش تريناي زندگيت هستن.هيچ وقت اونارو با كسي عوض نكن كه اونوقت فقط خودت ضربه ي بدي ميخوري.من به پدر و مادرم خيلي بي احترامي و نامهربوني كردم سر اين چيزا،الان رو چشمم ميذارمشون.چون بهم ثابت شد عشقشون حقيقي هست و تو بدترين شرايط هم كه بيفتم همه رهام ميكنن ولي اونا تا ابد كنارم ميمونن.
اخلاقيات خيلي مهمه،صداقت،مسئوليت پذيري،اعتماد،وفاداري،چشم پاكي و....
شرايط مالي و كاري و تحصيلي هم كه به شدت مهم.با عشق نميشه شكم خودمون رو سير كنيم فقط
با چشماي باز تصميم بگير
يا ازدواج كنين يا واقعا اگه به هم نمياين قاطع و محكم بذارش كنار و پاي تصميم و آينده ات بمون.يه مدت سختي و دلتنگي داره و طبيعي هم هست ولي بعدش آزاد ميشي از هر چي وابستگيه