سلام عید همگی مبارک .مادر شوهر و پدر شوهرم و خواهر شوهرم با برادر شوهر وجاریم که عقد هستند رفتن کربلا حالا انشاالله فردا نزدیکای ظهر بر میگردن قرار شد اول بیان خونه ما بعد مامان داریم زنگ زده دعوتتون کرده برای نهار بعد شوهرم به من میگه زنگ بزن اصرار کن حتما بیان خونه خودمون رشته برن اونجا منم بهش زنگ زدم اونم اصرار که من همه چیز آماده کردم واسه شام دخترم میاد کمکت بیان خونه شما
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
منم تعارفی گفتم خب خودتون هم تشریف بیارید اونم فوری قبول کرد و گفت پس شام مزاحمتون میشیم خب منم نمی خاستم مهمونی بزرگ بدم اینجوری باید همه را دعوت کنیم دست تنهام البته کاروانی رفتن وخیلی از اقوام نزدیکمون هم بودند نمیدونم الان چکار کنم اینجوری باید به همه بگم آخه به تو چه شام دیگه کجان؟؟