بهش میگم اسم انتخاب کنیم میگه خودت انتخاب کن گفتم ینی چی گفت ما اینطوری هستیم که دختر برامون مهم نیست گفتم پس چرا خواهرزاده هاتو که دخترن دوست دارین گفت همش ظاهری اونا برای خانواده شوهرشن.یکم سر به سرش گذاشتم برگشت گفت سیسمونی هم هیچی نمیخوام بخرم(اصلا بحث سیسمونی وسط نبودا) منم گفتم نگیر.من خودم شاغلم بچه ها ولی بیشتر پولامو آقا ازم میگیره میگه بهم بده چک دارم قرض دارم قسط و کوفت دارم منم تا الان تا جایی که تونستم کمکش کردم.پول خرج خودم نکردم که آقا قسطاشو بده.یه وام برداشته من دارم قسطشو میدم.بهش گفتم من پس انداز برام نمونده از بس بهت پول دادم سیسمونی رو تو باید بگیری.اول چون فکر میکرد پسره گفت آره میگیرم الان اینطور شده.خیلی احمقم