وای بچه ها دارم میمیرم از تررررس ما طبقه پنجم هستیم حالا ساختمون روبه رویی ما مادرشون فوت شده صدای لا اله الا الله شنیدم از پنجره نگاه کردم تنم یخ کرد قلبم منجمد شد میت از بالا کامل دیدم دیدم کفن پوش رو دست مردم بود تف تو زندگی تف
وقتی میبینم چقدر خودمون عذاب میدیم واسه زندگی حالم به هم میریزه حالا اون دست خالی رفت بایه لباس سا ...
زندگى همينه
من هم از جنازه ميترسيدم تا ٦ ماه پيش كه پسرخاله ٢٥ سالمو از دست دادم هم بازى بچگيام رفتم هم سردخونه و غسالخونه بدون ترس چون اونى كه اونجا بود عزيزم بود