چند وقتی بود با هم بحثمون میشد، حالا دنبال بهونست که دق دلیشو خالی کنه،،،سنشم بالاست حدودا 50 سالش میشه.
امروز اومد درو باز کرد گفت کولر پذیرایی چرا روشنه برق مصرف میشه، ( خو من تو پذیرایی نشسته بودم ) سرم تو گوشی بود هیچ عکس العملی نشون ندادم چون باهاش قهر بودم بخاطر بحث قبلیمون. داد زد گفت مگه با تو نیستم؟
با تهدید گفت روزگارتو سیاه میکنم دق دلی که ازت دارم روت خالی میکنم، گفتم برا چی مگه چیکارت کردم بخوای روزگارمو سیاه کنی؟ گفت خفه شو کفششو با تمام قدرت پرت کرد طرفم.
یکم قبل ترش هم اومد جلو میخواست بهم حمله کنه دیگه انقدر مظلومانه نگاش کردم که دست نگه داشت.
منم رفتم تو اتاقم درو محکم بستم قفل کردم.
مثلا داره قلدری و زورنمایی میکنه که من بترسم ازش حساب ببرم احترامش کنم. ولی نمیدونه اینطوری همه چی بدتر میشه، بخدا اگه دست روم بلند کنه زنگ میزنم پلیس