ی دختر خانم مجرد ۲۹ ساله همکارمه
این خانم اضافه وزن زیادی داره و وضعیت مالی خانوادش هم خوب نیست
از اول ک اومد شرکت ما همش دنبال این بود ک با یکی دوست بشه و ازدواج کنه
دختر ساده ای هم هست و من واقعا همش دعا میکنم یه مورد خوب براش پیدا بشع
یکی از مدیرای ما یه آقای چینیه ک از بچه پولدارای چینی هم هست و اینجا هم اومده واسه پول پارو کردن
این دختر همکار ما از روز اول ک اومد هی میرفت میچسبید ب این آقا
البته این آقا هم مرض داشت .مثلا دو سه بار ب این دختره گفته بود شما یه چیزی دارین کازدواج چند روزه است و بیا ازونا باشبم و وقتی ابن همکارم ب من گفت کلی سرش داد زدم ک این حماقتو نکنیا و این فقط ازت سو استفاده میکنه و احمق نشو و...
ولی بارم رابطه شو با این آقا کم نکرد !
حتی رفت نشست صندلی بغل دستش
تا دیروز ک اینا داشتن کار میکردن و یهو صدای فریاد اون اقا اومد
همه رفتیم بیینیم چی شده و دیدیم داره هوار هوار میکنه سر این دختره ک ب من نچسب و چرا انقد نزدیکم میشی صندلیتو ببر اون ور تر و...
دختره هم زد زیر گریه
من رفتم ب دختره گفتم شعور نداری؟ دیگه چه حوری باید یکی قهوه ایت کنه.وسایلتو جمع کن و همین الان میزتو عوض کن
گفت نع درسته ناراحت شدم ولی داشته شوخی میکرده!
گفتم چ شوخی ای احمق! تو جمع فریاد میزد سرت !
باز میگفت نه و در همین حین هم باز با عشق زل زده بود ب اون مرتیکه
انقد حرص خوردم از دیروز حد نداره !
کاش شرابط اردواج فراهم بشه و امثال این دختر ساده همکار ما ببینن مرد درست رفتارش چ جوریه و اینحوری نیفتن دنبال ی مرد عوضی چینی