2777
2789
عنوان

خانوادگی

31 بازدید | 0 پست

سلام عزیزان من یه دغدغه برام درست شده لطفا راهنماییم کنین خیلی عذاب وجدان دارم ،بچه خواهرم افتاده بود ران پاش شکسته گفتن باید ببرین بیمارستان ی شهر دیگه تو بیمارستان دومادمون گف ماشینم نورش پایینه و‌همسرم سویچ ماشینشو داد اونم گف من اتومات نمیتونم برونم و خودت باهام بیا ازونجایی که جمعه بود و‌منو همسرم از هشت صب تا ۱۱شب تو‌جاده بودیم و این اتفاق ۱شب بود و اون شهریم که میرفتن سه ساعت اختلاف داره باهامون ،من گفتم نه لطفا همسرم نیاد اگه چیزیش بشه خانوادش تا همیشه سرکوب میزنن بهم و دومادمون و‌داداشم قهر کردن گفتن ادم اینجور مواقع به داد هم‌میرسه ،ولی واقعا حتی اگه خانواده همسرم‌میدونستن پسرشون شب رفته این همه راهو رفته با زبون تلخشون تا چند ماه کنایه میزدن ،بخدا از حرفاشون خسته شدم دیگه نمیخوام عصابم‌تو‌خونم‌بهم بریزه ،از ی طرفم عذاب وحدان دارم‌چرا نزاشتم بره یبار بود بهمون رو‌اوردن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108