2777
2789
عنوان

داشت خفم میکرد😢

707 بازدید | 42 پست

بچه ها ببخشید مجبور شدم عنوان تاپیکو اینجوری بگم تا بیاید ولی ترو خدا تجربتونو به منم بگید بچمو واکسن ۱۸ ماهگی زدم از صبح که نمیتونه رو پاش وایسه الانم تب داره استامینوفن دادم چند روز تب میکنه تبش رفت بالا چیکار کنم 

خطرناکترین خوردنی دنیا،گول ظاهر آدماس.....

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

الانم سرش گرمه امشب تموم میشه یا فردا هم تب داره

ببرش دکتر خطرناک هست تب برا بچه 

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....

واكسن ١٨ماهگي خيلي خيلي سخت و دردناكه

دو روز بچه نمي تونه راه بره نگران نباش طبيعيه

‏+چرا کشتیش؟                                                            -آقای قاضی، ایرانی بود، داشت زجرکش می‌شد، راحتش  كردم

سلام نگران‌نباش روی پاش جایی که واکسن زده حوله ی گرم بزار تا فردا غروب نمیتونه روی پا حتی وایسه خیلی اذیتته طفلک دردش داره تب اش هم بالا نمیره زباد بش استامینوفن بده امشب خواب و بیدار باش تب اش رو چک‌کن حتما سختی اش امشبه عزیزم بحق همبن شب قسم هیچی اش نمیشه

قطره هاشو هر٤ساعت يكبار بده،امشب هم حسابي مواظبش باش تا توي خواب تبش بالا نره ،مدام چكش كن،پسر من كه دوروز تمام افتاد توي رختخواب از پا درد

اللهم صَل علي محمد وآل محمد

نترس دو روز تب میکنه هر 6 ساعت بهش استامنوفن بده ولی اگر دیدی زودتر تب میکنه هر 4 ساعتم بدی اشکالی نداره مهمتر اینه تب نکنه اینو درمانگاه وقتی پسرمو واکسن زدم گفتن

...خدا دوتا هدیه ارزشمند بهم داده    ........ یکی سلامتی همسرم بعد یه بیماری سخت یکی تولد پسرم بعد سالها انتظاره سخت همیشه شاکرم وهیچوقت یادم نرفته چه روزایی پشت سر گذاشتم .....خداجونم خیلی ممنون از هدیه ای که بعد این همه سال  سختی بهم دادی درس بزرگی بود اینکه بالاخره یه روز سختیا تموم میشه وهمیشه باید امیدوار باشم اما بدون هرگز امید م رواز دست ندادم همیشه شرمندتم خیلی دوسم داشتی ...خیلی دوست دارم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز