خیلی دلم گرفته برای بار دوم باردارم ۹ هفته ام سر بارداری اولم مریضی بدی گرفتم و سختی زیاد داشتم بعدم تو بچه داری ناشی بودم و مامانم خیلی تو بچه کمکم میکرد و زحمت بچه رو دوشش بود خلاصه امروز به مامانم گفتم خیلی بد برخورد کرد خیلی به جای اینکه تبریک بگه یا حمایت کنه همیشه همینه به جای حمایت کردن تحقیر شدم اونقدر که هیچ وقت دلم انمیخواد ناراحتی هامو بهشون بگم و باهاش دردل کنم 😔😔😔
سهم من از اون همه امید و انتظار فقط یک لنگه جوراب گل گلی شد💔👼😢
دنیای دخترانه صورتیه من دلم برات تنگ شده.برایـ گوشواره های گل شیپوری برای عروسکام نازنین و مریم☺️برای پیراهن های گلگلی که مادرم با چرخ دستیش برام میدوخت و پولک دوزی میکرد برای رمان های قرمز وموهای بافته برای بوته های گل یاس و عطر خوب پختن رب خونگی تو حیاط مادربزرگم برای همه ی اونروزهای قشنگ که زود گذشت.💋🌺🌈💐🌹