پسر عمه من با شوهرم همکار بودن و یجورایی باعث آشنایی و ازدواجمون شده.ولی از وقتی ازدواج کردم همش سر کار با شوهرم درگیره و زیرآب میزنه و گاهی تو زندگی ما دخالت میکنه و همش شوهرم رو متهم میکنه به بدرفتاری با من.درصورتیکه رابطمون با کل فامیل قطعه و حتی محل کار شوهرم عوض شده و من اصلا مسایل زندگیم رو با فامیلم درمیون ننیذارم و رفت و امد هم به طور کل قطعه .با این حال پسرعمم همش پشت سر شوهرم حرف میزنه که فلانی لیاقت زنشو نداره.متاسفانه باعث شده شوهرم شکاک بشه و بگه پسر عمت میخواد بین ما رو بهم بزنه چون چشمش دنبال تو.ولی اصلا چنین چیزی نیست. چرا بعضیا دورادور هم آدم از دستشون آرامش نداره
من چندمورد همینطوری دیدم طرف دو نفرو بهم معرفی کرده واسه ازدواج بعد پشیمون شده چرا این کارو کرده از حسادتش حتما رابطتون خوبه ناراحتن فامیل هم کلا همینه همشون بدذاتن مگر استثنا باشه
به شوهرت بگو اون اگر چشمش دنبال من بود ،قبل از تو ،می تونست بیاد خواستگاری ،پس دیگه اینجوری فکر نکن
بعد هم به پسر عمه ات بگو شاید تو هر زندگی کمی و کاستی باشه ولی من از زندگی ام راضیم
میشه برای شفای پدرم و حل مشکلاتم یه صلوات یا حمد شفا بخونید اللّهمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَهَ وَ ابیها وَ بَعلِها و بَنیها وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها بِعَددِ ما احْاطَ بِه عِلْمُکَ. ان شاءالله خیر و برکتش به زندگی خودتون برگرده