فکر کن یه ادم تو زندگیته شش سال باهاش بودی
شیش تا سیصدوشصت و پنج روز تو زندگیت بوده
صبحت با اون شروع شده شب با فکر اون خوابیدی
ولی الان ولت کرده:(((
خیلی احساس تنهایی میکنم
خیلیییی دلتنگشممم خیلی زیاااد
کاش میشد زبان به عقب برگرده🥲
این خیلی درد داره که دیگه نتونم ببینمش و هرچیز دیگه ای
زیر خاطرات دارم لههههه میشم دارم پاره میشم
حالم اصلاااا خوب نیست بغض داره خفم میکنه
دلم میخواد باشه باهاش صحبت کنم ولی نمیشه
چهار روزه شبو روزم یکی شده و هیچی نخوردم
و مشکل اینه الان که داره زمان میگذره میفهمم چقد مقصر بودم چقد سر چیزای الکی بحث کردم:(و اعصاب این ادمو بهم ریختم
حق داشت ولی بی تقصیر نبود
دنبال مقصر نیستم اصلا
ادمی که بهم میگفت دوستم داره شیش سال با من بود و تو کل ایندش اسم منم بود الان ولم کرده
و من دارم از دلتنگیش میمیرمممم بغض داره خفم میکنههه نفسم بالا نمیاد
هیچی نمیخوام جز اینکه برگرده🥲