بچه ها توروخدا این دم عیدی برای ماهایی که دستمون تنگه دعا کنین یه عالمه بغض دارم
حالم از صبح بده اینقدر بد که حتی نتوستم تاپیکشو بزنم
امروز با یه خیری که میگفتن لباس عیدی میخره برا نیازمندا رفتم بیرون اونم پیشنهاد و اصرار دوستم که هیچکس نمی فهمه و عیبی نداره بعد مردک بی شعور میگه اگه قبول کنی بامن باشی اینقد خرجت میکنم که بی نیاز بشی فقط تونستم بگم تف به روت و بیام اینقدر گریه کردم که دیگه حس میکنم اشک ندارم اگه به شوهرم میگفتم حتما میکشمت منو چون بی خبرش رقتم