😂
یه حس عذاب وجدان دارم
قضیه اینه که پارسال ازم خواستگاری کردن، بعدش من نمیخواستم خب. گفتم نه
مامانش گفت پسرم تو رو ندیده عکس بده، آخه مگه میشه. پس من چه جوری پسرشون دیدم؟!
یه بارم رفتم مغازه ای پسرشون اونجا بود. قشنگ صورتش پوکر بود. منو دید یهو واقعا به پهنای صورت لبخند زد، یهو ناگهانی.
معنیش اینکه منو تا حالا دیده، میگن ندیده
بعدش حالا اینکه پسرشون گاهی من میرم بیرون، متوجه میشم تو ماشین نشسته، من که میرم اونم میره.
یا آهنگ رو تو ماشین بلند میکنه الکی در خونشون.
دلم میسوزه یکم.
بعد یکم هم فک می کنم شاید من توهم زدم🤣🤣🤣