۲۲ سالمه یک سالم عقد بودم الان چهار ماه اومدیم خونه خودمون
خب پس اول راهی از الان تمرین کن واسه هر چیزی که از کنترلت خارجه خیلی انرژی اعصاب نزاری چون واقعا ارزش نداره بعدها متوجه میشی که یه سری چیزا انقدر با اهمیت نبوده تو خودتو واسشون پیر کردی دوراز جونت
خب پس اول راهی از الان تمرین کن واسه هر چیزی که از کنترلت خارجه خیلی انرژی اعصاب نزاری چون واقعا ارز ...
واقعا نمی تونم از اول همینم خیلی فرق مشکلات زندگیم میشم حرص می خورم برای هر چی چیزی بعدم من نمی دونم مامان و بابای شوهرم خیلی حساسن به این چیزا اگه بفهمن اونا بیشتر از من پدرشو در میارن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من فقط اینو میدونم که اصلاااااااا نقش مادرشو بازی نکن .سیگار میکشه خوب بکشه .تو هم میتونی یا کنار بیای یا بی تفاوت باشی. به خاطر همچین مسئله کوچیکی هم که نمیشه زندگی رو خراب کرد .پس ریلکس باش و زندگیتو بکن.