°•°•°لبخند و نفس عمیق یادت نره دوستم🌱✨️ ●آسمان فرصت پرواز بلند است ولی قصه این است،چه اندازه کبوتر باشی🕊🫀 میشه برام دعا کنی عزیزدلم؟شدیدا نیاز دارم به دعات🫂🧡 ایرانِ قشنگم❤️
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
زیبا بود 👌 ولی چند ماه پیش یکی از این بچه جقله های تو کوچمون داشتم رد میشدم تو ماشین بودم یهو یواشکی بهم فاک نشون داد 😐 یه ربع جوری جدی با اخم نگاش کردم که باباش نکرده بود گفتم این چه حرکتی بود پسره ریده بود تو خودش زبونش بند اومده بود 😁😒
زیبا بود 👌 ولی چند ماه پیش یکی از این بچه جقله های تو کوچمون داشتم رد میشدم تو ماشین بودم یهو یواشک ...
اوه احتمالا رفتارشون با زن و مرد متفاوته اینم شانسه توئه 😂
برادر کوچکم پرسید: چرا مردمان شهر ما خورشید را دوست ندارند؟ برای او افسانه ی قدیمی خورشید را که از زبان پیرزنها شنیده بودم تعریف کردم. _ زمانی که آدم ها برای اولین بار ظاهر زیبا و فریبنده ی ماه را تماشا می کنند و از دیدن هیبت اتشین و زیان وار خورشید به وحشت می افتند، شیفته ماه میشوند و از خورشید تنها گردابی سوزان و جهنمی به خاطر سپردند که باید حتی از نگاهی مختصر به ان اجتناب کرد. بدین طریق خورشید به تنهاترین و غمگین ترین پدیده ای در جهان تبدیل شد که حیات انسان های که هرگز او را دوست نداشتند ، به دست او بود. برادرم گفت: احساس میکنم که خورشید را درک میکنم چون من هم خیلی تنهام. بچه ها مرا دوست ندارند مرا در بازی هایشان شرکت نمی دهند و همیشه از من فاصله می گیرند. با حیرت گفتم این امکان ندارد کسی از تو بدش بیاید تو با همه خیلی مهربان هستی ! پاسخ داد: اما خورشید هم بسیار مهربان بود. شاید به همین خاطر باشد که جفت مان انقدر تنهاییم💔
اگر اینکار میکرد دنبال ماشینه میدوییدمیه بارم یه دختر بچه بهم تیکه انداخت باهاش دعوا کردم زبونی داشت ...
پس جای من بودی فک کنم با همون ماشین زیرش میکردی 😁😁 با این گودزیلاهای دهه نودی نباید دهن ب دهن بزاری یه جوری جوابتو میدن از بدنیا اومدنت پشیمون میشی 😂 اینا بدتر از ما اعصاب مصاب درست درمون ندارن 😅