۵ سال پیش شوهرش بهش خیانت کرد. علی رغم میل خانوادش موند سر زندگیش و همه هرچی بهش گفتن گوش نکرد شوهرشو خیلی دوس داشت.
بعد یک سال باردار شد اون موقع ک نگفت الان میگه ک تو بارداری هم خیانت دید
و حتی بعدش. اما دیگ با خانوادش میون نذاشت. ۳ سال با وکیل حرف زد تا برنامه هاشو پیش ببره. این وسطا حق طلاق گرفته بود. با ی واحد مسکن مهر و ی پژو. رو مخ شوهرش کارمیکرد و خودشو میزده ب اون راه
همیشه میگفتم خدایا چطور تحمل کرده خیانتو نگو دنبال فرصت بوده
هفته پیش اسباب کشی داشتن ب خونه جدید
تمام وسایلش جعبه شده.
ی احضاریه دادگاه برا شوهرش اومد رفته دادگاه بهش گفتن دادگاه مهریست ولی خواهرشوهرم نرفته بود فقط وکیلش رفته
شوهرش عصبی برمیگرده و میبینه ک خونه خالیه و فقط کولر و تلویزیون خودش تو خونست
چندباری این وسط کتک خورده بود و مرتب میرفت پزشک قانونی ضبط میکرده. الان ب دادگاه اطلاع داده ک برا حفظ جون خودم و بچم چندوقتی از دید این آقا دور میشیم تا بچم حضانتش معلوم بشه
دخترش ۳ سالشه.
وکیلش میگه گفته ک مهریه نمیخام همونا ک ب ناممه کافیه. فقط دخترمو بجای مهریه حضانت کاملشو بگیر
با اینکه خیلی با خواهرشوهرم حال نمیکنم ولی دلم خنک شده.
فکمیکنم خانوادش میدونن کجاس ولی من خبر ندارم.