2777
2789

کاش اون تاپیک نمیبستی سوالی داشتم من ۷ساله ک باردارممیشم هیچ مشکلیم ندارم کلی وبوده یکم ودرمان شدولی رفتم پیش کسی ک پوکل داربود گف جن عاشق داری سقط قبلتم اونا ازدستت گرفتن گفتن عاشق چشمات شدن اصلانمیزارن بجه داربشی من باید چکارکنم اصلاواقعیت داره؟توروخدا خاهش میکنم چوابموبدین

بنام خدا هیچ جای دنیا نجف علی نمیشه ...حسین جان سلام من برتوباد درتک تک روزهاکه جهان هست ماه وخورشیدهست اسمان هست امامن نیستم.  یارب صبرمرامعجزه کن❤️ب کوری دوچشم دشمنانش فقط حیدرامیرالمومنین است  انتظارپرازرنج است.وفراموش کردن رنج اور است .امارنج بلاتکلیفی ازهرچیزی بیشتراست.هیچ چیز به اندازه ادب.احترام وذات خوب نمیتونه به کسی زیبایی واعتبارببخشه 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

درخواست دوستی دادم. سوال خییییلی مهمی دارم، خواهس میکنم درخواستم و قبول کن، سوالمو جواب بده. ممنون میشم ازت🙏

بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد و نه شعور لازم برای خاموش ماندن.....ژان دلابرویه

من به زودی میخام عروسی کنم ۴ ساله نامزدم... 

همین که نزدیک عروسی میشه به دلایلی بهم میخوره..😔

قبل شما  یه پیشگویی  بهم گفت برات یکاری کردن عروسیت به عزا تبدیل بشه...

خواهر دستم به دامنت.. تازه عروسم کلی آرزو دارم

مشکلمو برطرف کن😭😭😭😭


روزی که منو نانزدم میخاستیم با هم اشنا بشیم و جشن بگیریم...پدرشوهرم مرد


دوسال بعد روزی  که خواستم جشن دیگری بگیرم... همه درا انگار بروم بسته بود... داماد بهم بی محبت بودد ...

جشنو گرفتم😔😔😔😔اما به بدترین روزای عمرم تبدیل شد...

منو نامزدم باهم یه دعوای بدی گرفتیم و تا طلاق پیش رفتیم...

درواقع همون حرف پیشگو بودد.. جشن ب عزا تبدیل شد


اینو بهت بگم منو نامزدم همدیگرو دوست داریم... باز شما بهتر میدونی اونم همین حسو داره بهم یا نه


۴ ساله نامزدم... قرار بود ۱۸ شهریور روز عروسیمون باشه

. که تو اتفاق خیلی عجیب .. اون خانمی که واسطه شده بود منو نامزدمو بهم رسوند... بچه ی اون خانوم... خود کشی میکنه سم میخوره😔😔😔😔


دوباره میخاست عروسی به عزا تبدیل بسه

دستم به دامنت نجاتم بده.خیلی دشمن دارم 


شوهرم شهردور سرکاره... هرچی میگم زودتر محل کارت خانه بگیر تا عروسی کنیم.. اونو خانوادش امروز و فردا میکنن😔


ولی شوهرم همیشه بهم میگه چشم میگیرم... اما عمل نمیکنه.. نمیدونم تو دلش چی میگزره


اقاااا... یه مادر شوهر دارم جاااادوگر😭😭😭😭

بارها تو خونش دعای زبانبند راجب نامزدم و... پیدا کردم


اوضام خیلی داغونه... خودت پیشگویی کن خاهر بگو چطور پیش میره هرچی میدونی بگو من دلم بزرگه...

خیلی وقتا یه صداهایی میشنوم مثلا یکی تو گوشم میگه الان خواهرت زمین میخوره... منم باهاش حرف میزنم میگم خدانکنه.... بعد این اتفاق میعته، چیکار کنم این صداها نشنوم...



راجب بند بندی که نوشتم توضیح بده... به کمکت احتیاج دارم.. خدا حاجت روات کنه

زندگی درد قشنگیست که جریان دارد! بلاخره یه روزی همه گرفتاری ها تموم میشن... و زندگی روی خوشش رو بهت نشون میده؛ همونطور زندگی میکنی که آرزوشو داری

عزیزم میشه خواهش کنم درخاست دوستیمو قبول کنی؟خواهش میکنم من خیلی گره توکارمه..کمکم کن...شبا همش کابوس کلا خابم کابوسه...شوهرم بهم علاقه ای نداره دیگه،زندگیم داره ازهم میپاشه،همش حس میکنم کسی پشت سرمه صدا و اینام میشنوم وسایه میبینم...توروخدا کمکم کن ببین توزندگیم جادو کردن؟کجا میتونم پیداش کنم و کی کرده..کلا زندگیمون داغون شده جروبحث و مریضی و بدبیاری..شوهرمم مریضی اعصاب گرفته

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108