سلام بچها خوبین من یه سوالی برام پیش اومده وقتی من به دنیا اومدم یه بیماری خاموش تو بدنم بوده که من،نمیدونستم واونو به پسرم داد که تو پسرا شدید تره والان پسرم مبتلا به دیستروفی عضلانی دوشن هست من تو کل زندگیم هیچ وقت گناه بزرگ مرتکب نشدم دل کسی نشکوندم ،تو زندگی کسی دخالت نکرده ام حتی دخترم بودم دوست پسرم نداشتم اینارو گفتم که بدونید همیشه سالم زندگی کردم حالا الان پدر شوهرم ،شوهرم چند باری به زخم زبون گفتن خدا ترو گرفته .من آلان سوالم اینه که خدا داره منو امتحان میکنه یا داره منو مجازات میکنه
شوخی کردم عشقم تقدیر و قسمت خدا این بود لابد حکمتی توشه افسردگی و تو خودت رفتن و بزار کنار یه مادر قوی باش برای بچه ت و اگ درمانی داره حتما دنبالش باش بقیه شو بسپار به خدا
راجب سوالتم والا دنیا پراز این اتفاقات هس هر کی یه مشکلی داره تو زندگی مگه همه دارن مجازات میشن؟؟
این طرز فکر اشتباهه، هر چند خیلی معموله و اکثرا در این شرایط فکر می کنند مجازات یا امتحان هست. متاسفانه فقط یک بدشانسی بزرگ میشه اسمش را گذاشت. این شرایط می تونه باعث افسردگی کامل پدر و مادر بشه. یا اینکه پدر و مادر ببینند دارند با این رنج چه درسی یاد می گیرند و نهایت تلاششون را انجام بدن که روحیه خودشون را حفظ کنند و به بچه تا حد ممکن کمک کنند...حالا هر نوع حمايتی که ممکن هست. و اینکه بدونند تنها نیستند، آنقدر بچه های معصومی هستند که به انواع بیماریهای جسمی و روانی و ذهنی دچارند...
به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم
من بخدا همش سعی میکنم قوی باشم ولی تا خودم جمع جور میکنم یکی با حرفاش میزنه منو از هم میپاشه
می فهمم. اصلا نگذار حرف هاشون روی شما تاثیر بگذاره (یا حداقل برای بلند مدت). برای خودت یک استراتژی پیدا کن که بتونی این حرف ها را تحمل کنی. مثلا به چشم بیمار بهشون نگاه کن و حرفهاشون را جدی نگیر. اگه واقعا انسان هستند و از نظر روانی سالم، باید شما را و بچه را حمایت کنند نه آزار بدن.
به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم