حس میکنم رشته تحصیلیم آینده ای نداره و اصلا علاقه ای بهش هم ندارم
خانواده محدودم کرده به شغل دولتی، درصورتی که فقط برای زیر یه درصد جوون های کشور شغل دولتی هست
دوست ندارم ازشون هیچ پولی بگیرم با اینکه دارن، کسی هم نه تنها پشتوانه نداره که سنگ انداز و راه سد کن داره، قرار نیست اتفاق قشنگی براش بیافته
دوست ندارم تو هیچ قسمت از زندگیم سرک بکشن و دخالت کنن با توجیه والد و خرج دهنده بودن
هیچ جای زندگیم به نظر نمیرسه که اونی بشه که میخوام، و من از این تن دادن به چیزای کوچیک نصفه نیمه و توخالی به جای چیزایی که میخوام خسته ام
حس میکنم زندگیم یه باتلاقه که اگه دست و پا بزنی با بیچارگی بیشتری غرق میشی
ولی میتونی آروم باشی و قبل از تا پیشونی رفتن تو گل خودت آروم تمومش کنی