شوهرم اومد گف بی حوصله ای گفتم ب حریم شخصیم زن شوهری احترام نمیزاری شبا درست نیس با دخترت میخابی تنها میمونم محکم زد دهنم لبم ترکیداز داخل بعدشم گف میزنکم پدرت گفم نزنگ گف پس کاری بچم کجا میخابه نداشته باش
زن بودن گاهی همزمان خواستن و نخواستن است. در من زنی هست که رویای صبحدم چشمگشودن به روی لبخند تو را دارد، در من زنی هست که در تمنای گریز از هر بایدی است، بایدِ چشمگشودن حتا. میان این دو زن، تو تکهتکه خواهی شد، طاقت نخواهی آورد، خشمت سرانجام، تنها نصیب من است و من تاب تنها شدن از تو را ندارم. پس بگذار از ابتدا نباشی.
یعنی چی چه حرفی بوده زدهجای شوهر پیش زنده موقع خواب
شاید دخترش بچس نمیتونه پسش دخترش بخوابه یعنی؟😕
زن بودن گاهی همزمان خواستن و نخواستن است. در من زنی هست که رویای صبحدم چشمگشودن به روی لبخند تو را دارد، در من زنی هست که در تمنای گریز از هر بایدی است، بایدِ چشمگشودن حتا. میان این دو زن، تو تکهتکه خواهی شد، طاقت نخواهی آورد، خشمت سرانجام، تنها نصیب من است و من تاب تنها شدن از تو را ندارم. پس بگذار از ابتدا نباشی.