دستم نمک نداشت انگار دارم به دوست و رفیق باج میدم
کلی هزینه میکنم براشون در حالی که بی پولم تهش با اونی صمیمی ترن که یه هزاری خرجش نکرده
واقعن خرج رفیقا و آدمای که دل سطح من نبودن
در مکانی زندگی میکنم در محله ای که به من نمیخوره
واقعن نمیگم آدم خاصی هستم ولی اینجا یجوریه درسته بدنیا اومدم اینجا ولی کنار نیومدم از اول انگار بهش تعلق نداشتم حتا یه دستت درد نکنه هم نمیگن حس میکن وضیفه منه خودش سالی یکبار برای من چیزی نمیخره
به معنای خالص مفت خوره به مفت خوری نه نمیگه
من خسته شدم از این وضعیت از این محبت های بی جوابی از منی که شکست خورده در برابر آدمای بی لول مفت خور و رفیقای بدرد نخور واقعن جز ضرر چیزی ندارن