هر روز اوضاعم همینه ! مامانم هی سرکوفت که تو هیچی نشدی ، دوستات معلم شدن . سال کنکورم مامان بابام میخواستن از هم جدا بشن و من به زور دیپلم گرفتم . بابام هر روز سرکوفت که تو افسرده ای . خدا شاهده ظلمایی در حقم کرده که نگم .... داغون شدم تو این خونه دیگه ... نه حق بیرون رفتنی ، نه چیزی .... تیزهوشان بودم ، درسم عالی بود . ولی هیچی نشدم تهش... آرزوم اینه که بتونم یه روزی با یکی آرامش داشته باشم 🥺❤️ کاش یکی باشه باهاش درد دل کنم
حالا چند سالته اسی جون؟انشاءالله تو هم بالاخره معلم میشی استخدام میشی، دیر نشده ،ولی آرزوی قشنگی هم ...
بیست و دو سالمه . امیدوارم خدا بهم کمک کنه و یه مرد واقعی ، یه عشق واقعی و یه زندگی عاشقانه سرشار از آرامش نصیبم کنه بعد از این همه سختی ! خواهش میکنم دعام کن از ته دلت 🥺 که داغونم من 💔😔
دختر عزیز، وقتی جایی هستی که انرژی بد میگیری از اطرافیان ، باید ازشون دوری کنی، یا بهشون تذکر بدی که دیگ از این مدل حرف ها نزنند ، اونجا خونه ی شماست، برای خودت امن کن خونه رو، ، با جدی نگرفتن حرف های منفی، دعا کردن، بی من از خونه بودن، خودت رو با چیزهای خوب مشغول من حتما. کتابخونه برو حتما، درست رو بخون. مطمئن باش میتونی..🥰
✨با یاد بهرام بیضایی بزرگ، اسم فامیل خویش را از ایشان وام گرفتم✨زنی هستم در آستانه ی چهل سالگی✨اگر کمتر از سی سال دارید سعی کنید با من وارد بحث نشید. مرسی از شما😉از سال نود و شش اینجام✨