ولی نمیخوام ازدواج کنم
دیگه اعصابم نمیکشه با کسی حرف بزنم،انگار قبلی جاش هنوز تو قلبم محفوظه
بعد میترسم ازدواج کنم چون بدنم کلی جوش زده و ترک پوستی دارم ،میترسم برم سرزندگی به مشکل بخورم
بدم میاد از اینکه این همه حواسم به خودم هست یهویی یکی بیاد روم عیب بزاره(نگید نه دخترایی که تازه ازدواج کردن دارم میبینم)
یا اینکه میترسم نتونم جایگاه اجتماعی مو حفظ کنم
منی که آرزو داشتم لباس عروس بپوشم در سن ۲۱ سالگی ازش گریزان شدم
تصمیم گرفتم بشینم خونه غرغر های بابامو گوش کنم ولی غرغر پسر مردم رو هرگز
چند بار باهاش حرف زدم،اینسری ردش میکنم واقعا مغزم نمیکشه
#درد_دل