نامزد بودیم ک بهم زدم
دفعه اول ک من زن داداششو دیدم سلام ک کردم سر تکون داد جواب نداد از اول تا اخرشم تا چشمم بهش میخورد یا زیر چشمی نگاه میکرد یا ی دفعه چشم غره میرفت
یکسال از من بزرگتر بود دختره
من زیاد خودمو درگیر نکردم گفتم شااااید مدلشه اینا ب کنار
نامزد من چندبار حرف دختررو زد ک حساس نشده بودم تا رسید ب سه شنبه دیگه حرصم گرفت بهم زدم همچیو
والا میدونست من قبلا ناخنکار بودم و الان شغلم جیز دیگست میگفت ب باهووووشی مریم کسیو ندیدم ۶ماه رفت ناخن حرفه ای شد گفتم افرین بهش 😕😕
دفعه دوم گفت بابای مریم پول نصف خونه رو داد برای ایلیا(داداش نامزد سابقم ) ماشینم خرید ک گفتم دستش درد نکنه ولی من خوشم نمیاد برای ازدواج چ خانواده پسر چ خانواده دختر کمکی کنن
باز حرفی پیش اومد داشت چیزی تعریف میکرد ک گفتم عه مگه بینی مریم عمله؟ گفت مریم اصلا احتیاج نداشت دماغش خیلی کوچیک بود واسه همین الان معلوم نیس عمله😕😕 منم بینیم عمله
دفعه اخرررر گفت اگه مامانم ب تو میگفت بیا باهم بریم مسافرت میرفتی ؟(مامانش چند وقتیه رفته سفر) منم گفتم اگه بگم نه میخواد ی چیزی بگه گفتم اره مامانته دیگه غریبه نیس
گفت مامانم ب مریم گفت بره ولی اون بخاطر داداش من نرفت آدم باید بعضی چیزارو بگه طرف یاد بگیره
دیکه عصبی شدم گفتم نه ترسید داداشت اینور اونور بپره ک نرفت دفعه آخرت باشه مقایسه میکنی من نه اونو میبینم ن چیزی فازت چیه همش داری مریم مریم میکنی ک گفت تو چرا ایمجورررری اون تاحالا راجع ب تو حرف نزده گفتم چون داداشت آدمه حرفی از من نمیزنه ک بخواد واکنش نشون بده
بعد گفت من دوس دارم از اون موفق تر باشی اون داداش منو جمع کرد داداشمم موفق شد 😐😐😐 در صورتی ک دختره فقط ناخنکاره شغل من ازش بهتره قیافم بهتره ولی هیچوقت هیچوقت نیمدم مقایسه کنم
منم گفتم اگه تایپت اونه برو با یکی مثل همون دیگه نمیخوام ادامه بدیم
جدا شدم ازش
والا من از ۱۸ سالگیم خودم کار کردم هرچی الان دارم بدون هیچ پشتوانه ای با وضع بد مالی خانوادگی هرچی دارمو خودم ساختم خیلی واسم سخته کسی ک مثلا همو دوس داشتیم بیاد منو مقایسه کنه