من ایران نبودم ی مدت، دلم خیلی هوای دسته و هیات کرده بود...
هر دفعه خواستم برم مراسم مذهبی، اینقدر ائمه حواسشون هست... امروز نذر نمک داشتم قبل اذان رفتم بیرون گفتم تا اذان هم سینه زنی کنم هم بعدش نمک ها رو پخش کنم، تو خیابون انگار سوت و کور بود گفتم پس برگردم ک یهو ی دسته از اون دورتر صدای طبل هاشون اومد...